حالم خوب نیست
درگیرم
مغزم داعم میدون نبرد چن لشگر عظیمه
از یه طرف روحیه رها بودن خودمو رسیدن به خونه, مخصوصا کمک به مامان
از یه طرف شقایق و بازی با دوسال زندگیه یه آدم
هیچوقت توو زندگیم بدتر از این دوران نبودم
الان وضع مالیم بد نیس, خونمو دارم,ماشین دارم , مغازمو دارمو یه درامدی هست
ولی دلم خوش نیس...
میفهمی چی میگم؟
دلم گرفته
برچسب:
نویسنده: هلیا باقری